تبليغاتX
ماجرا های من و خودم تا کنکورم
همه ی کارام تا کنکور...
 
می خوام واسه کنکورتون

یه شعر تازه من بگم

می خوام به جرم آرزو

یه چیز که رازه من بگم

کنکور می یاد و زود میره

قصه میشه برای ما

حق که به حق دار برسه

کس نمیره به جای ما

ریاضی و شیمی بخون

فیزیک و جبر و هندسه

دوره بکن کتابارو

برو سراغ مدرسه

از همه چیزی یاد بگیر

از این و اون چیزی بپرس

تست بزن فرق نداره

غلط باشه یا که درس

هفته ها زود میان میرن

هفته ی آخر می رسه

اون که واست توهمه

یه روز به باور میرسه

با توام آی با تو که تو

درسای خوندنی داری

وقت داره تموم می شه

بپا یه وقت کم نیاری

تاریخ و منطق و زبان

دینی روان و فلسفه

اینا باید دوره بشه

همش بخون نگو بسه

غورباقه و پنیر چیه؟

اینا همش یه بازیه

آدم باید خودش بخواد

اینا واسه پول سازیه

وقتت و بیش ازاین نگیر

اینا چیه تو می خونی؟

وقت یه وقت تموم میشه

همه میرن تو می مونی

فقط می گم تو یک کلام

خلاصه و سریع و کم

اگه یه وقت درست نشد

بغل نگیر زانوی غم

کنکور می یاد و زود میره

قصه میشه برای ما

حق که به حق دار برسه

کس نمی ره به جای ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:54  توسط بی صدا  | 

گله از قیمت سبزی و برنج و نون است

قیمتا رفته بالا. لیلی واسه مجنون است

مجنون از صبح که پاشد زدش بیرون از خونه

تا بیاد خونه یا میمیره. یادست کم میشه دیونه

سلام اصغرآقا بقال به اون. بی خودی نیست

آقاجون .مجنون جان. حسابتون رسید به بیست

سوار تاکسی میشه .کرایه ها وای  که چقد گرون شده

مثل رفتن به فضا. تو مایه های خون شده

به در خونه ی لیلا نمیره .چون به موهاش ژل نزده

یه سره می ره اداره. چونکه دیر بره بده

سلام آقای رئیس. حال شما؟خوب هستید؟

ببینم مجنون جان. لیلی کجاس؟هنوز شماها مستید؟

والا آقای رئیس .باباش رضایت نمیده

میگه دختر به من و به بی کفایت نمیده

 میگه ماشین نداری.خونه که حالا پیشکشت

می گه تو ریش می زنی زیاده خرج ژیلتت

می گه این دختر نمونس آخه سردیت می کنه

اما اون دوسم داره باباشم این و می دونه

آقای رئیس تا اینجا. جلو خنده اش رو گرفت

رو به مجنون کردو گفت:بد نمیگه گرفته سفت

خوب حالا. برو بکارت برس .برام چایی بیار

برای ناهار سالاد درس کن .گوجه و خیار

اتاقم جارو می خواد. یادت نره .بری خونه

سوزنا ریخته رو میز. جمش بکن دون دونه

میزا خیلی کثیفن یادت نره دستمالشون

حقوقارو هم میدیم واسه گرفتنش بمون

مجنون بیچاره از خوشحالی دستشویش گرفت

سر دستشویی به  فکرایی زیادی فرو رفت

به خودش گفت که حالا با این پولا چی کار کنم

بهتره سرمایمو یه جا تو بانک سوار کنم

اما سودش پائینه برم تو کارو کاسبی

اما ریسکش زیاده برم تو کار طالبی

طالبی می گنده کار من نیست .چی دیگه ؟

می گم اصلا بذاز هرچیزی که  جناب رئیس بگه

وقت تقسیم پولا مجنون از جناب پرسید

من با این پولا باید چی کار کنم ؟شما بگید

آقای رئیس که فهمید قصد مجنون چی چیه؟

خیلی جدی گفت که این پوله فقط تو جیبیه

دل مجنون شکست غم توی چشاش نشست

چشاش و یه لحظه بست زد تو ی سرش با دست

گفت آخه چی کار کنم کرایه خونه ندارم

آخه من چی کار کنم از غصه شب ها بیدارم

با هزار امید و آرزو اومدم سر کار

آخه. لیلا رو بگو بیچاره هست تو انتظار

بیچاره نشسته تا مجنون و پول دار ببینه

اما من تمام زندگیم فقط سادگیمه

باشه اشکال نداره. خدای مجنون کریمه

خدا جون یه کاری کن اشکم و لیلا نبینه

قصه مجنون جان تا همیشه قصه میشه

یه روزی پول نداره یه روز تو جیباش کشمشه

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:24  توسط بی صدا  | 

هنوزم زنده ام

هنوزم یه نفسی میاد و میره

چند روز دیگه بیشتر تا کنکور نمونده

خدایا خودت کمکم کن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 22:34  توسط بی صدا  | 

این آدرس وبلاگ گروه موسیقی رزهای سیاه

لطفا ببینید و به دوستانتان معرفی کنید

آّهنگ برای دانلود داریم

http://1211212.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 11:2  توسط بی صدا  | 

سلام

خیلی وقته که نمی آم اینجا

آخه یه وبلاگ جدید زدم

اسم اینجا هم که خیلی وقته عوض شده

یعنی منم عوض شدم و خیلی چیزا هم تو زندگیم عوض شده...

حالا بگذریم یه عکس از کنسرت براتون می زارم حال کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 22:22  توسط بی صدا  | 

سلام بچه ها

گروه موسیقی 

چند روز دیگه توی فر هنگسرای ولاء توی شهر ری به احتمال ۹۹٪ کنسرت داره

 این گروه  تشکیل شده از:

علی رضا محرابی(ویلون)

علی رهسپار(گیتار)

سعید رحیمی(گیتار الکتریک)

مجتبی مصری(کیبورد)

مسعود مشیری(کیبورد)

امید بختیاری(کیبورد)

بنویدی(پرکاشن)

حامد شعبانی(ساز دهنی)

خانم ها تاجیک و غلامی (همخوان)

و

من(گیتار)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 22:31  توسط بی صدا  | 

دیگه دل با کسی نیست

دیگ فریاد رسی نیست

آسمون آبی شده

دیگه...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 14:54  توسط بی صدا  | 

 

دستم واسه نوشتن نمی ره

چیزای زیادی دارم که بگم اما نمی تونم یعنی اصلا گفتنش برام

با نگفتنش فرق نداره

این روزا دیگه همه شدن وبلاگ نویس

دیگه کسی وبلاگ نمی خونه

واسه همینم دستم زیتد به نوشتن نمیره

بچه ها خیلی به دعاتون احتیاج دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 22:26  توسط بی صدا  | 

پیش خودم دلم میگفت

 که برمیگردی از سفر

برگشتی اما چه جوری

دست تو دست یه نفر

دلم که باور نمی کرد

از تو یه دستی خورده بود

اون روز نشست و گریه کرد

که بازی رو نبرده بود 

 

DJ.NARAHAT

تاچندروز آینده... .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 21:13  توسط بی صدا  | 

تا چند وقت دیگه یه آلبوم موسیقی هی پاپ که آهنگ ساز و تنظیم کنندش منم

از گروهی زیزمینی به اسم     narahat می شنوید از دوستای خوبم تقاضا میکنم که تا ۲هفته دیگه

حتما به من سر بزنن

narahat

   band

                             narahat

narahat          ناراحت

با صدای

dj narahat

&

(hamta(f

آهنگ ساز حمیدرضاناکجاآبادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 17:10  توسط بی صدا  | 

 

.

+

=

Created By javacity.blogfa.com